بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

7

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » و با توجه به اينكه مباحث مربوط به سلامتى در ابعاد روانى و جسمانى و در پس آن اخلاق پزشكى متكى به پيش‌فرضهاى نظرى هستند كه مهمترين آنها مفهوم انسان‌شناسى است در اين خصوص مىتوان به آراء و نظرات زيادى اشاره نمود . بدون ترديد نوع انسان‌شناسى حاكم بر طب كلاسيك همانند ساير علوم جديد ، انسان شناسى علمى است كه از دوران رنسانس بر تمامى علوم سايه افكنده است . آنچه در اين نوع انسان‌شناسى باعث ايجاد بحران شده است وجود آشفتگى و هرج‌ومرج در انديشه‌ها مىباشد . در خصوص وجود بحران در انسان‌شناسى معاصر فاكس شلر در ميان انديشمندان غربى جزو نخستين كسانى است كه اعلام خطر كرده و مىگويد ( امروز انسان‌شناسى علمى ، انسان‌شناسى فلسفى و انسان‌شناسى متكى به الهيات ، نسبت به يكديگر بىاعتنا هستند ، لذا تصور و تلقى واهى از انسان وجود ندارد ) بطور خلاصه از آن زمان كه انديشمندانى مانند سوفون و كينه انسان را در زمره جانوران مورد بررسى و مطالعه قرار دادند تا امروز كه رنسانس پشت سر گذاشته شده است ، كماكان تاكيد بر تعريف انسان به صورت مادى وجود دارد حتى براى ابعاد غير جسمانى و غير قابل انكار انسان نيز تبيين و تحليل مادى ارائه مىشود لذا تمام تراوشهاى اخلاقى نيز در اين انسان‌شناسى غلط از آب درمىآيد . ولى با توجه به اينكه قرآن از طرف خالق انسان ، هستى و چهره حقيقى و ابعاد وجودى انسان را كاملا معرفى كرده است و به سه نكته مهم در خصوص جايگاه انسان اشاره كرده است كه اثرات كاربردى براى نيروهاى پزشكى به همراه دارد و آن سه نكته عبارتند از : 1 ) شناخت ويژگيهاى انسانى و وجه تمايز او با ساير موجودات كه در اين خصوص شايستگى انسان را نسبت به موجودات ديگر در آيه 4 سوره تين متذكر شده و مىفرمايد : « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » ( ما انسان را در بهترين صورت آفريديم ) و با توجه به اينكه روح و نفس انسان اشرف ارواح و نفوس و بدن او اشرف ابدان و تركيب او محتوى بر جميع قواى عالم آفريده شده است و هيچ موجودى از موجودات ، چه روحانيات و چه جسمانيت و چه مجردات و چه ماديات و چه لطايف و چه كثايف نيست كه در آن مجمع و تركيب مخمر نباشد لذا مىتوان